تبليغاتX
قلم فرسایی در وب



    
    
    
    در طول چند صد سال اخير مصنوعات گيج‌كننده بسياري از اعماق زمين كشف شده‌اند كه با فرضيه‌هاي پذيرفته شده فعلي زمين شناسان و تاريخ بشر تطابق نمي‌‌كند. انجيل مي‌‌گويد خدواند بشر را تنها چند هزار سال پيش خلق كرده است. علم مي‌‌گويد اين گفته درست به نظر نمي‌‌رسد و تاريخ خلق نوع بشر به دو يا سه ميليون سال پيش برمي‌گردد. ولي آيا امكان دارد كه اين منابع موثق و پذيرفته شده اشتباه كنند؟ مدارك زيادي كشف شده‌اند كه نشان مي‌‌دهند شروع تاريخ زندگي بر روي زمين بسياري پيش از اين گفته‌ها مي‌‌باشد. به اين يافته‌هاي حيرت ‌انگيز توجه كنيد.
    
    1- كره‌هاي شيار‌دار: حدودا دو دهه پيش معدنچيان آفريقاي جنوبي درحال كار در
معدن به اين كره‌هاي اسرار‌آميز دست يافتند. اين‌ كره‌ها كه منشاء و خاستگاه آنها مشخص نمي‌‌باشد، به قطر يك انيچ هستند و در برخي از آنها شيارهايي در ناحيه كمربندي يا خط استواي آنها به چشم مي‌‌خورد. دو نوع كره تاكنون كشف شده است: يك نوع ساخته شده از نوعي فلز آبي رنگ با رگه‌هاي سفيد و ديگري توخالي و داخل آن از ماده اسفنج مانند سفيدرنگي پر شده است.
    موضوعي كه سبب حيرت‌ و سردرگمي زمين‌شناسان و باستان‌شناسان مطرح دنيا شده اين است اين كره‌ها كه درمنطقه «پركامبريان» آفريقاي جنوبي يافت شده متعلق به 8/2 ميليارد سال پيش مي‌‌باشند! چه كسي اين كره‌ها را ساخته و هدف او از ساخت آنها چه بوده است؟ پاسخ به اين سوال را هيچكس نمي‌‌داند.
    
    2- سنگ‌هاي دروپا: در سال 1938 يك گروه كاوشگر باستان‌شناسي به
سرپرستي دكتر «چي‌پوتي» به رشته كوه «بايان – كارا – اولا» در چين رفتند و در غارهاي اين كوهستان آثار تاريخي حيرت‌انگيزي را كشف نمودند. مشخص بود كه اين آثار تاريخي متعلق به يك فرهنگ قديمي مي‌‌باشد. صدها ديسك سنگي در كف يك غار در زير گرد و غبار ضخيمي كه حاصل مدتهاي طولاني سكون بود، قرار داشتند. هر يك از اين ديسك‌ها كه قطر آنها به 9 اينچ مي‌‌رسيد در قسمت مركزي داراي يك برش دايره‌وار و شيار حلقوي بودند و ظاهر آن نشان مي‌‌داد كه گويي اين ديسك‌ها نوعي صفحه‌ گرامافون باستاني مي‌‌باشند كه متعلق به ده تا دوازده هزار سال پيش هستند. باستان‌شناسان مي‌‌گويند احتمالا اين صفحه‌ها متعلق به سفينه‌هاي فضايي مي‌‌باشند كه از نقطه‌هاي دوردست با زمين برخورد كرده‌اند اين سفينه‌ها توسط افرادي هدايت مي‌‌شده‌اند كه خود را «دروپا» مي‌‌ناميدند و اين صفحه‌ها بقاياي همان سفينه‌ها هستند.
    
    3- سنگ‌هاي ايكا: در اوايل دهه 1930 پدر «دكتر خاويركابررا» پرفسور مردم‌شناس فرهنگي در شهر «ايكا» در «پرو» در معابر باستاني شهر «ايكا» صدها سنگ پيدا كرد كه قرن‌ها پيش در زمان انجام مراسم‌ مذهبي در زمين دفن شده بودند.

    دكتر «كابررا» تحقيقات پدر خود را ادامه داد و توانست بيش از هزار و صد قطعه از اين سنگ‌ها كشف و در كلكسيون خود قرار دهد. سن اين سنگ‌ها از پانصد تا هزار و پانصد سال تخمين زده شده است و اين كلكسيون تحت عنوان «سنگ‌هاي ايكا» نام‌گذاري شده است. بر روي اين سنگها تصاويري حك شده است. تصاويري مختلف از انسان‌ها و بت‌هاي زمان آنها و نقش‌هاي متنوع ديگري از جمله جراحي قلب باز و پيوند مغز بر روي اين سنگ‌ها ديده مي‌‌شود. ولي بهت‌انگيزترين تصوير روي سنگ‌هاي ايكا نقش‌هايي از دايناسورهاست. تصاوير دايناسورهايي همچون برانتوسورها، تريسراتوپ‌ها، استگوساروها و پتروسورها به وضوح بر روي اين سنگ‌ها ديده مي‌‌شوند و اين درحاليست كه گفته مي‌‌شود دايناسورها ميليون‌ها سال پيش منقرض شده‌اند. در اين صورت پس مردم باستاني پرو چطور با اين حيوانات عظيم‌الجثه آشنايي داشتند؟ هر چند كه برخي از شكاكان علمي «سنگ‌هاي ايكا» را تقلبي مي‌‌دانند ولي هيچكس تاكنون نتوانسته اصليت آنها را رد كند.
    
    4- مكانيسم آنتي‌كياترا: در سال 1900 ميلادي گروهي از غواصان صيد اسفنج ساحل جزيره كوچك «آنتي كياترا» واقع در شمال غربي جزيره « كرت» از درون يك كشتي غرق شده يك دستگاه عجيب يافتند. اين غواصان تعداد زيادي مجسمه مرمرين و برنز درون كشتي پيدا كردند كه ظاهرا محموله آن بوده است. در ميان
اين مجسمه‌ها يك دستگاه پوسيده برنزي وجود داشت كه داراي مكانيسم متشكل از تعداد زيادي چرخ دنده بود. نوشته حك شده بر روي اين دستگاه نشان مي‌‌داد كه متعلق به سال هشتاد قبل از ميلاد است. بسياري از كارشناسان ابتدا فكر كردند كه اين دستگاه يك «اسطرلاب» است كه نوعي وسيله ستاره‌شناسي و طالع‌بيني مي‌‌باشد. اما انجام آزمايشات راديولوژي بر روي اين وسيله نشان داد كه بسيار پيچيده‌تر از اسطرلاب است و سيستم پيچيده و گيج‌كننده‌اي از چرخ دنده دارد.
    تاريخ‌شناسان معتقدند كه چنين دستگاه‌هاي چرخ و دنده‌اي قبل از سال 1575 اصلا وجود نداشته است. هيچكس نمي‌‌داند چه كسي چنين مكانيسم پيچيده‌اي را دو هزار سال پيش ساخته است و مهم‌تر اينكه چرا اين تكنولوژي گم شده و ادامه پيدا نكرده است.
    
    5- باتري بغداد: امروزه انسان مي‌‌تواند در هر مغازه و بقالي و داروخانه باتري پيدا كند. ولي اين جا ما نوعي باتري داريم كه سن آن به دو هزار سال مي‌‌رسد. نوعي باتري كه آن را با نام «باتري بغداد»
مي‌‌شناسيم. اين باتري در ويرانه‌هاي دهكده باستاني «پارتيان» كشف شد و گفته مي‌‌شود متعلق به سال‌هاي بين 248 قبل از ميلاد و 226 ميلادي است. اين وسيله شامل يك گلدان گلي به ارتفاع 5/5 اينچ است كه داخل آن استوانه‌اي مسي قرار دارد و به وسيله قير در جاي خود محكم شده است و درون اين استوانه يك ميله آهني زنگ زده ديده مي‌‌شود. كارشناساني كه بر روي اين وسيله تحقيق كرده‌اند معتقدند تنها اگر درون آن را از مايع اسيدي يا قليايي پر نمايند، شارژ مي‌‌شود و الكتريسيته توليد مي‌‌كند. آنها مي‌‌گويند از اين باتري براي گالوانيزه كردن و آب طلا دادن به اشياء استفاده مي‌‌شده است. اگر اين طور باشد چرا اين تكنولوژي فراموش شد و تا 1800 سال بعد از آن هيچكس از وسيله‌اي به نام باتري خبري نداشت؟
    
    6- «كوزو»: در سال 1961 «ويرجينيا مكسي» و «مايك ميكسل» به هنگام كاوش دركوه‌هاي كاليفرنيا تكه سنگ بزرگي پيدا كردند كه فكر كردند يك سنگ‌آذرين بلورين مي‌‌باشد و براي فروشگاهشان بسيار
مناسب است .ولي وقتي مي‌‌خواستند آن را به قطعات كوچك‌تر تقسيم كنند چيزي را درون آن يافتند كه به نظر مي‌‌رسيد از چيني ساخته شده است. در مركز اين شي ميله‌اي فلزي و درخشان قرار داشت. كارشناسان معتقدند اگر اين سنگ يك سنگ آذرين باشد، پانصد هزار سال طول كشيده است تا به فسيل تبديل شود در حاليكه شي درون آن وسيله دست‌ساز انسان مي‌‌باشد. تحقيقات بعدي نشان داد كه اين چيني درون يك جعبه شش وجهي قرار دارد و راديولوژي نشان داد يك فنر ظريف نيز يك طرف آن ديده مي‌‌شود كه درست مثل شمع موتور عمل مي‌كرده است. اختلاف نظرهاي بسياري در مورد «وسيله كوزو» وجود دارد ولي متاسفانه هم ‌اكنون اين وسيله گم شده است اما اگر اين يافته سنديت داشته باشد چطور ممكن است يك شمع موتور كه متعلق به دهه 1920 مي‌‌باشد در يك فسيل پانصدهزار ساله پيدا شده باشد؟
    
    7- هواپيماي مدل: در مناطقي از مصر و آمريكايي مركزي مصنوعاتي كشف شده
است كه به طور تعجب‌ برانگيزي شبيه به هواپيماي امروزي مي‌‌باشد. هواپيماي مدلي كه در سال 1898 در معبدي در مصر كشف شد، يك وسيله چوبي شش اينچي است كه كاملا شبيه به هواپيماي امروزي مي‌‌باشد و درست مثل آنها دماغه، بال و دم دارد. كارشناسان مي‌‌گويند اين وسيله آنقدر دقيق ساخته شده كه واقعا مي‌‌تواند تا حدودي پرواز كند. مدل ديگري كه در آمريكاي مركزي پيدا شد متعلق به هزار سال پيش است و از طلا ساخته شده است. اين مدل حتي اتاقك خلبان نيز دارد.
    
    8- توپ‌هاي سنگي‌ غول‌پيكر: در دهه 1930 چند تن از اهالي «كاستاريكا» كه در جنگل‌هاي انبوه آن كشور به دنبال مكان مناسبي براي پرورش موز مي‌‌گشتند، با صحنه عجيبي برخورد كردند. يك دوجين توپ سنگي كاملا كروي در ميان جنگل قرار داشت. اندازه آنها مختلف بود و از توپ‌هايي به اندازه توپ تنيس تا توپهاي
غول‌پيكري به قطر هشت فوت و وزن 16 تن در آن جا يافت مي‌‌شد. مشخص است كه اين توپ‌ها توسط بشر ساخته شده‌اند ولي هيچكس نمي‌‌داند چه كسي و با چه هدفي آنها را ساخته است و تعجب‌‌آورتر اينكه چطور سنگها را اينقدر صيقلي و كروي ساخته است؟
    
    9- فسيل‌هاي غيرممكن: در كتاب‌هاي درسي خوانده‌ايم فسيل‌ها در سنگ‌هايي ديده مي‌‌شوند كه هزاران سال قدمت دارند. ولي فسيل‌هايي پيدا شده كه از نظر زمين‌شناسي و تاريخي توضيحي براي آنها نيست. به عنوان مثال فسيلي از دست انسان كشف شده است كه متعلق به 110 ميليون سال پيش مي‌‌باشد و فسيل ديگري از پاي انسان كه احتمالا صندل نيز به پا دارد و در نزديكي منطقه «دلتا» در آمريكا كشف شده است كه تاريخ پيدايش آن به سيصد تا ششصد ميليون سال پيش برمي‌گردد.
    
    10- اشياي فلزي: 65 ميليون سال پيش بشري وجود نداشته است. پس چطور ممكن است لوله‌هاي فلزي تخم‌مرغي شكل 65 ميليون سال در فرانسه كشف شود؟ درسال 1885 يك صخره ذغال‌سنگ شكسته شده و يك لوله‌ فلزي در آن كشف شد كه توسط دستاني هوشمند ساخته شده بود. در سال 1912 كارگران يك معدن ذغال‌سنگ ديگر از ميان صخره، ‌يك ميل‌آهني پيدا كردند و مدتي بعد در ميان يك ماسه‌سنگ، ميخي متعلق به دوران مزوزوئيك كشف شد.
    از اين يافته‌هاي معماگونه چه درسي مي‌‌گيريم؟ احتمالات متعددي وجود دارد: 1- انسان‌هاي هوشمند قرن‌ها قبل از آنكه ما فكر مي‌‌كنيم زندگي مي‌‌كرده‌اند. 2- مدتهاي طولاني قبل از تاريخ‌ ما انسانهاي هوشمند ديگري بر روي زمين مي‌‌زيسته‌اند. 3- روش‌هاي باستان‌شناسي و تعيين سن ما كاملا ناقص هستند و اين يافته‌ها چندان قدمتي ندارند.
    هر نتيجه‌اي كه بگيريم، اين مطلب يك دانشمند متفكر و كنجكاور را ترغيب مي‌كند كه آزمايشات خود را تكرار كند و درباره تاريخ زندگي بشر بر روي زمين دوباره تحقيق كند. 
    
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 15:26  توسط عارف  | 
تازه به تازه ، نو به نو
 


"علیرضا افتخاری مهیاری" در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر _اصفهان_ دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .

استاد نخست ایشان، استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بود که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمود،به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.

اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی  افتخار شاگردی نصیبش شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشت و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواست.

افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .

استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی  دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول  همین منش های اخلاقی بود.

شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .

در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ،دکنر فروغ ، استاد شهنازی،استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید:« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .

در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند افتخاری به نزد استاد "دادبه" رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .

استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش "تاج اصفهانی" خواند، در حالی که در سنین جوانی بود.

وی در همین سالها نزدبزرگانی  نظیر استاد کسایی  و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :

« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه  خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»

افتخاری در سالهای اولیه دهه شصتاجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.

افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.

اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .

در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری  هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !

افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .

ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...

در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.

در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .

در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 11:46  توسط عارف  | 

استاد جلاالدين همايي :

 معلم، يعني كسي كه براي معلمي خلق شده و شايستگي اين شغل مقدس و لياقت اين مقام و منزلت عالي را داشته باشد، بسيار گرانبها و عزيزالوجود است.
چنين نيست كه هر كس ايامي چند درس خواند و خط و سوادي به هم رسانيد، يا دست بالا به مقام اجتهاد قديم يا دكتراي جديد هم رسيد، واقعاً شايسته ايفاء وظيفه و شغل خطير معلمي باشد.
استاد در تاريخ 5/5/1345 در يك سخنراني اظهار داشته اند :
حدود 35 سال پيش مقاله اي تحت عنوان « هر خواننده اي داننده و هر داننده اي آموزند نيست » براي مجله تعليم و تربيت نوشتم، از آن زمان تاكنون، روز به روز بر تجربه من افزوده شده است اكنون هم از بن دندان مي گويم، « هر كس درس مي خواند، عالم حقيقي نمي شود و هر عالمي هم از عهده كار معلمي بر نمي آيد از صدها دانشجو، جز عده قليلي واقعاً عالم نمي شود و از صدها عالم نيز غير از معدودي واحد شرايط معلم حقيقي نيستند. »
درست فهميدن مطالب، هضم شدن معاني در روح، قوه تعبير و حسن تقرير، قدرت خلاقه بيانات خطا بي جهت تقريب و تأثير مطالب در ذهن دانش آموزان و دانشجويان، با رعايت اين شرط كه « هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد »، حِلم و بردباري، درست كرداري و راست گفتاري حسن شفقت و دلسوزي و مهرباني، مراعات شيوه دلالت و هدايت و بالجمله داشتن عواطف پدري نسبت به دانش آموز و دانشجو و امثال اينها از شرايط معلم واقعي است.
دكتر علي اكبر سياسي :
براي آنكه معلم، از نظر جسمي و روحي تربيت هماهنگ داشته باشد و براي انجام وظيفه آماده شود، بايد حداقل به مدت 2 سال شبانه روز زير نظر كارشناسان خبره قرار گيرد، و حتي الامكان د راين مدت از تماس با محيط بيرون و خارج از مركز تربيت معلم خوداري نمايد.
در بعضي از كشورهاي پيشرفته دوره دانشسراهاي شبانه روزي دوراني چهار سال است. شايسته است، اين روش را تعقيب كنيم، و به معلمان آينده جامعه خود پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك را بياموزيم و ترتيبي بدهيم كه محيط آموزشي ايشان در سطح بسيار والا قرار گيرد. بطور يقين وقتي محدوديت هاي موجود از نظر امكانات مادي و وسايل آزمايشگاه و ابزاركار هر رشته و ساير تجهيزات، برطرف شد شاهد رشد و شكوفايي انديشه خواهيم بود. دانشجو حداقل بايد در دانشسراي عالي براي مدت 3 سال دوره ببيند.
براي دانشسرا بايد بهترين دانش آموزان را بصورت ورودي انتخاب و گزينش كنيم و اين وظائف رؤساي نواحي و مناطق آموزش و پرورش مي باشد.
معلم دانشسرا علاوه بر مراتب فضل و دانش و بهره داشتن از علوم تربيتي بايد از نظر فضايل اخلاقي بين همكاران و همگنان ممتاز باشد.
بر همين اساس « در قانون معلم » داوطلبان ورود به دانشسرا ها مورد تشويق و حمايت جدي قرار مي گرفتند، و نيز براي معلمان اين مراكز امتيازات ويژه اي در نظر مي گرفتند. از نظر من، معلم در مقابل كار پرزحمت خود پاداش مادي ناچيزي دريافت مي كند، اما چيزهاي ديگري دريافت مي كند كه جنبه مادي ندارد و كساني كه در مشاغل ديگري كارمي كننداز دريافت آن محروم مي باشندوآن عبارتست از:
1 – معلم كسري درآمد خود را با لذات معنوي جبران مي كند، زيرا لذتي بالاتر از آن وجود ندارد كه انسان بتواند شخصيت و تكوين منش افراد را سامان دهد. و اين كار معلم است. لذتي كه معلم از آدم سازي، يعني باز كردن چشم و گوش كودكان و جوانان و آشنا ساختن ايشان به رموز علم و پرورش قواي عقلي و اخلاقي آن ها مي برد، بيشتر از لذتي است كه مهند س و معمار از ساختن يك بناي تازه يا اديب و صنعتگر از ايجاد يك اثر ادبي و صنعتي مي برد.
2 – معلم هر قد جلوتر مي رود بيشتر به نواقص علمي خود پي مي برد و علاقه مند است كه نواقص وجود خود را رفع كند و كمالات اخلاقي و علمي را درك كند و در حرفه معلمي مي تواند به اين هدف دست يابد.
3 – معلم به تدريج اين عقيده را پيدا مي كند كه هيچ كاري پر مغز تر از كارهاي علمي نيست و اگر عادت به مطالعه كرده باشد، به هيچ قيمتي كار خود را با كارهاي اداري كه از نظرش ماشين وار جلوه مي كند، عوض نخواهد كرد.
اگر اين اصول را قبول كنيم تنها كار دستگاه آموزش و پرورش آن استكه با تدابير ويژه اي بتوانند عده اي از جوانان علاقه مند، با هوش و مستعد را به مراكز تربيت معلم جذب نمايد. زيرا مي دانيم وقتي وارد مدرسه شدند و آن تربيت ويژه و عشق به معلمي را آموختند، و شروع به كار معلمي كردند، ديگر از معلمي دست نخواهند كشيد.
ضمناً بايد گفت همانطوري كه لايق ترين فرمانده نظامي، بدون داشتن سربازان ورزيده و شجاع نمي توانند كاري از پيش ببرد و نخستين اقدام او تربيت سربازان و مجهز كردن ايشان است. همانطور يك مدير كل يا يك رئيس آموزش و پرورش هر قدر هم كه فاضل و مدير و مدبر و فعال باشد، اگر آموزگاران و دبيران تربيت شده و كاردان در اختيار نداشته باشد، نمي تواند كار مهمي از پيش ببرد.
ارشادات مرحوم محمد علي فروغي به معلمان :
1 – كوشش كنيد تا مدرسه براي فرزندان ما، زندان و درس براي ايشان عذاب نباشد. بدين معني كه تلاش كنيد مدرسه از نظر ساختمان و فضاي سبز و بهداشت و نور و رنگ بسيار با صفا و دلپذير باشد. بطوري كه دانش آموزان همواره از ورود به مدرسه شادمان شوند.
2 – رفتار معلمان، معاونان، مديران مدارس چنان باشد كه همه دانش آموزان را جذب نمايند. نمي گويم كه ابهت و هيبت نداشته باشند، بلكه اين حشمت و هيبت توأم با مهر و محبت باشد.
درس اديب اگر بود زمزمه محبتي
جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را.
3 – درس را بايد با شادي و مسرت توأم ساخت، مطالب بايد با فهم دانش آموزان متناسب باشد، مخصوصاً معلمان بايد مطابق ذوق و استعداد و هوش دانش آموزان و حتماً به زبان ايشان تدريس كنند، زيرا اين پند بزرگ، يكي از اصول تعليم و تربيت است :
چون سروكار تو با كودك فتاد
پس زبان كودكي بايد گشاد.
4 – گفتار و كردار معلم بايد آميخته با ادب و كمال باشد، آنچه مي گويد و آنچه عمل مي كند بايد براي
دانش آموزان سرمشق باشد.
پاكيزگي، ادب، حسن خلق، راستي و درستي، نيكوكاري و شرافتمندي و صفات برجسته ديگر چيزهايي است كه اگر
دانش آموزان از معلمان، يعني پيشوايان فكري خود ببينند، صد چندان بهتر مي آموزند تا كتاب يا از واعظ و معلم
بي عمل بشنوند.
5 – در تعليم و تربيت در مرحله ابتدايي مانند مراحل ديگر بايد متوجه پرورش قوه فكر و انديشه دانش آموزان باشند و نه پر كردن حافظه ايشان، تمام مطالبي كه آموزش مي دهيد بايد دانش آموزان به خوبي درك كنند و ياد بگيرند، آنچه در سابق تأكيد مي كردند كه نوآموز مطلبي را حفظ كند، بكلي غلط و غيراصولي و باطل است.

6 – در آموزش مطالب به نوآموزان به هيچوجه شتاب نكنيد، آرام آرام ابتدا مطالب را شفاهي و از روي نقشه و تصاوير جالب توجه يا ابزارهاي آموزشي، وسايل آزمايشگاهي شرح دهيد. تا خود او كم كم با آنچه شما
مي گوييد يا اهداف مدرسه آشنا شود و بعد با نهايت دقت و با برنامه ريزي دقيق و زمان بندي شده به او كلمات و طرز محبت كردن و روش نوشتن را بياموزيد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 16:39  توسط عارف  | 
گلد ماینر از اون بازیهای خیلی جذاب و کوچولوئه که واقعا آدم رو معتاد خودش میکنه. این بازی در قالب فلشه و حجم خیلی کمی هم داره. تنها کاری که شما میکنی اینه که باید با کلید های جهتی کیبورد توسط یک قلاب طلاهای مورد نیاز هر مرحله رو جمع آوری کنی و مرحله رو رد کنی. من هر روز باید این بازی یه نیم ساعت یا یک ساعت بازی کنم. معتاد شدم باور کنین. بد نیست شما هم یه تجربه ای بکنین. برای بازی میتونین روی لینک پایین کلیک کنید.



اینجا
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 14:26  توسط عارف  | 
 
همه ما می دانیم و بارها به ما گفته اند که بدترین شکل آموز ، ترویج یک عقیده یا فرهنگ و ... «تبلیغ مستقیم» است. بگذریم از اینکه هنوز هم در رسانه ها و محافل و منابر و ... این تبلیغ از جایگاه خاصی برخوردار است و شاید به دین گریزی جوانان سرعت بیشتری می دهد.

اما تکرار این اشتباه در آموزش و پروزش جای بسی تأمل دارد. ما مباحث دینی را صرفاً در کتاب دینی و ریاضی را در کتاب ریاضی و زبان فارسی را هم درکتاب خاص آن به بچه ها آموزش می دهیم و دهها سال است که شاهد تولد ملا صدرا یا حکمای دیگری نیستیم. بگذارید به آن دوران برگردیم. در مکتب خانه های مترقی چند صد سال پیش،  این تقسیم بندیهای کذایی در مورد درس ها وجود نداشت. آنها در ده سالگی به مراتب بهتر از دانش آموز امروزی قادر به حل مسائل ریاضی و درک مسائل مهم دینی بودند آنها قبل از آنکه درس فاعل مفعول فارسی را بخوانند شعرهای نغز می سرودند و قبل از اینکه درس بینش بخوانند قادر به دفاع از اعتقادات مذهبی بودند. آنها فقط بوستان و گلستان خوانده بودند.

نمی خواهم کلیت این تقسیم بندیها را زیر سوال ببرم اما چرا کسی از خود نمی پرسد ما از کتاب ریاضی به جز مباحث دیگر چه استفاده ای می توانیم بکنیم از کتاب فارسی چطور؟

بیائید از هر کتاب با هر محوریتی که دارد استفاده دیگر و بهینه ای بکنیم همچنان که کشورهای دیگر کم و بیش آنرا انجام می دهند. در آموزش و پرورش می توان کمیته ای تشکیل داد تا کتاب ها را از منظر بهره وری کیفی مجدداً پالایش کند. در درس ریاضی می توان دروس قبلی فارسی را هم مرور و تحکیم نمود.  در کتاب فارسی دبستان به جای پرداختن به مضارع و آینده و گذشته که هیچ بهره ای جز انزجار دانش آموز ندارد   کار بهتری مثل تدوین ساده تر کتاب گلستان انجام دهیم.  آنها را با مباحث دینی ـ اجتماعی و سیاسی آشنا کرده و در کنار آموزش زبان فارسی بهره بهتر دیگری هم به او تقدیم کنیم.

به عبارت دیگر بهتر است نماینده مؤلفان هر کتاب درسی در جمع مؤلفان کتاب درسی دیگر حاضر شده و هنگام تدوین و تصمیم گیری در مورد محتوا و ادبیات کتاب مزبور ، نظرات گروه خود را هم به آنها انتقال دهد تا شاید شاهد استفاده بهینه از کتب باشیم.

 

 

خاتمه دادن به مطلق نویسی در کتاب های درسی

قدیمی ها برای مصون و در امان ماندن فرزندانشان از عقاید خرافی و ضالّه روش سانسور را در پیش می گرفتند. هنوز هم این روش در برخی موارد کارساز است اما نه همیشه و حداقل نه به شکل سنتی و کهنه اش.

امروزه ولو از سر دلسوزی شاهد کاربست انواع این به اصطلاح سانسورها در مقاطع تحصیلی مختلف هستیم که نتایج زیانبار آنرا در بزرگسالان به عینه مشاهده می کنیم  به عنوان مثال دانش آموزان کشور ما تا مقع دیپلم ، حداقل در سه مقطع تحصیلی ، مباحث مربوط به تاریخ اسلام ، بحث مشروطیت و ... را با کمترین تغییر در محتوا و حتی کلمات و ... مطالعه کرده و وارد دانشگاه شده اند.  آنها جزم اندیشی تحمیلی (که انصافاً در خیلی از آنها خیرخواهی پدر سالارانه نقش اصلی دارد) را در مواجهه با تفکرات رنگارنگ و باید گفت عموماً مغایر با آنچه قبلاً شنیده اند می بینند. اساتید دانشگاه چیزهایی در رد جزمیات آنها می گویند که قبلاً تصورش را هم الحاد و شرک و ... می پنداشتند و یکباره باور می کنند که همه عقاید مکتوب در کتابهای درسی چیزی نیستند جز دروغ و مطالب بی پایه که در مدارج بالاتر باید آنها را کنار گذاشت.

آیا بهتر نیست به جای منع طرح و نگفتن عقایدی که می پنداریم باطل و مذموم اند آنها را طرح کرده و قضاوت را به عهده دانش آموز بگذاریم. صحیح تر این است که تفکرات مختلف در باب موضوع مورد اختلاف را آنگونه که هستند مطرح و نظریات و دفاعیات عقاید مورد قبول را مبسوط تر شرح دهیم [1] به این صورت ضمن کمک به رشد «نسبی اندیشی» ,  مساعدت بزرگی به دانش آموزان می کنیم که زیر آوار تشکیک ها نمانده و هر عقیده درست و باطلی را به سادگی نپذیرند آنها به تدریج عقلانی تر شده و ساده نگری و جزم اندیشی و صد البته ترویج عقاید رنگارنگ باطل هم رخت بر خواهد بست و ساده نگذریم از کنار احساس آرامش دانش آموزی که احساس فهمیدن می کند و  از اینکه خودش حقیقت و عقیده مرود نظر را «انتخاب» کرده در پوست خود نمی گنجد.

 

لزوم سادگی ستیزی در نهادهای آموزشی ـ فرهنگی

بارها در محاورات ، معاشرت ها و حتی مجادلات مردم دقت کرده ام. گفتمان مردم تحصیلکرده و ادبیات گذشته و الان را مرور نموده و حتی در تصمیمات و مواضع رسمی و غیر رسمی مسئولان دولتی به اصطلاح زوم کرده ام و بوضوح دیده ام که در همه آنها «روح سادگی» موج می زند. داستانهای بلند و کوتاه ایرانی را با داستانهای آنطرف آبها مقایسه کنید یا فیلمهای ایرانی را با فراورده های سینمایی غرب یا حتی بالیوود در کفه ترازو قرار دهید. آنها در یک داستان دهها مسئله و دیدگاه و حادثه را با زوایای مختلف و راه حلهای گوناگون در مقابل دیدگان شما به تصویر می کشند.  حادثه پشت سر حادثه و هر کدام جذاب تر از دیگری،  اما دریغ از چند حادثه کوتاه و یا چند مسئله (Problem) کوچک در فیلمها و ادبیات ایران زمین که آنهم بقدی کش داده می شود که هر عاقلی را منزجر می کند. احمق فرض کردن بیننده و خواننده در اکثر آثار دیده می شود و متأسفانه مخاطبان هم آنرا نمی فهمند!!

گفتمان دیپلمات های غرب را ببینید در مقابل مقاوله نامه هایی که ما در طول تاریخ امضاء کرده ایم و چقدر به سادگی نمایندگان ایرانی در آنها باید خندید.

 من با برخی مدیران میانی در کشور آشنایی نسبی دارم براحتی می توانم ادعا کنم اذهان این بزرگواران،  عاجز از درک یک مسئله بیش از دو وجهی است. آنها و خود ما خیلی ساده به مسائل نگاه می کنیم در آن واحد قادر به تحلیل سه چهار بعد یک مسئله و  تجسم چند مسئله در یک محور و حل آنها نیستیم و چه ضررهایی که احتمالاً در سطوح بالاتر کشوری برای جبران این ساده ذهن بودنمان  پرداخت نمی کنیم

طبعاً ساده نگری از ساده اندیشی و اندیشه هم تحت تدثیر فرهنگ و ساختار غلط آموزشی است. روز بروز بر حجم آموزش های ساده و تک بعدی افزوده می شود ، صدا و سیما در این مورد با ساخت سریالهای آبکی و خاله زنکی یکه تازی می کند.  ما بعنوان والدین هم هیچ تلاشی برای پیچیده سازی ذهن فرزندانمان نمی کنیم. آنها را برای حل مشکلات زندگی معاصر و مجهز نمودن به قدرت تحلیل بالا آماده نساخته ایم آنها همچنان سنتی فکر می کنند و تعصب یکی از پیامدهای چنین اندیشه ای می تواند باشد. باید به خاطر بسپاریم که فرزندانمان فردا بر سر میز مذاکره با کسانی خواهند نشست که هوش بالا و قدرت تحلیل همه ابعاد یک مسئله را دارا هستند و قطعاً مثل همیشه ما شکست خورده جهان خواهیم بود.

اگر قبول داریم که «المومن کپس» باید عزم خود را جهت اصلاح روند غالب آموزشی جزم کنیم ـ کتاب های درسی ما نیاز به بازنگری توسط دانشمندان هوش و روانشناسی دارند سیستم آموزشی فعلی فرزندان ما را خلاق نمی کند آنها را قادر نمی سازد در آن واحد به چند وجه یک مسئله بپردازد لذا این سیستم باید مجدداً چک آپ گردد.

باید کانون پرورشی ـ فکری کودکان و نوجوانان برنامه مستمر و البته هوشمندانه ای جهت رفع این نقیصه تدارک ببیند بازیهای کامپیوتری و برنامه های رایانه ای دیگر به مدد گرفته شود و زیر ساخت این تفکر سنتی برچیده گردد تا ان شاء ا... شاهد انتقال ژنتیکی «قدرت حل معادلات چند وجهی زندگی» به نسل آینده تر باشیم.

-

منبع اصلی

[1] به عنوان مثال در بحث مشروطیت مطرح کنیم که عقاید وادله طرفداران فلان ملک سیاسی فعلی چیست و عقاید رسمی یا مورد حمایت آموزش و پرورش کدام است؟ و ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 9:19  توسط عارف  | 
تمایل بشر برای اگاهی از آینده از گذشته های دور وجود داشته و همچنان که اکسیر کیمیا در قرن بیستم کشف شد آینه جادویی آینده بین نیز توسط محققان فرانسوی ساخته شد .....

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 7:10  توسط عارف  | 
برای دیدن این فیلم که در یکی از شبکه های ماهوارهای اتفاق افتاده است بر روی لینک زیر کلیک کنید.

 

خاطراتچی

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 15:13  توسط عارف  | 

داریوش رجبیان

بر اساس تازه‌ترين مطالعه‌ای که در مورد شبکه جهانی اينترنت انجام شده است، از ميان ده هزار سامانه (وب سايت) ۱۰ درصد مربوط به مسايل جنسی و عالم بزرگسالان است. ۵۵ درصد اين سامانه‌ها به زبان انگليسی است و اينکه شش درصد سامانه‌ها با جستجوگر اينترنتی "گوگل" پيوند دارند.


کودکان را که در اينترنت ناديده بگيرید و سامانه‌های بيشتری برايشان تهيه نکنيد، سرخورده می‌شوند و به لوازم فنی ديگر رو می‌آرند. از جمله تلفن همراه. تعداد هر چه بيشتر کودکان اين روزها از طريق تلفن همراه با همديگر داد و ستد موسيقی می‌کنند. يک پژوهش روی حدود ۱۵۰۰ کودک هشت تا ۱۳ ساله در بريتانيا نشان می‌دهد که تقريبا يک سوم ذخيره موسيقی اين کودک‌ها از طريق تلفن همراه مبادله می‌شود. مسلما اين عمل بدون اجازه صاحب امتياز اين آهنگ‌ها صورت می‌گيرد. از اين رو "روبرت هارت" از موسسه "اينتوئيتيو ميديا" که اين تحقيق را انجام داده است، می‌گويد که اين مشکل صنعت موسيقی را نگران کرده است. ۴۵ درصد کودکانی که گفته‌اند از طريق تلفن همراه موسيقی تبادل می‌کنند، می‌گويند که هيچ هم بدشان نمی‌آيد اين کار را بکنند. آن وقت دست‌اندرکاران صنعت موسيقی بايد از دست کودکان امان بخواهند... يا شايد هم زمان بخواهند تا بزرگتر بشوند و حق صاحب امتيازها را بدهند.

در مواردی کودکان می‌توانند بی‌اندازه تعيين کننده و سرنوشت‌ساز باشند. اراده کودکان را اين روزها کارمندان دکان "مک دونالدز" در شهر انگليسی "تاويستوک" به‌خوبی روی پوستشان احساس می‌کنند. چون بزودی ديگر بايد بار و بنديلشان را ببندند و از اين شهر بروند. قبلا عده زيادی از کودکان اين شهر شکمشان را با بورگرهای مک دونالدز پر می‌کردند، ولی از زمانی که مدارس بريتانيا غذای سالم ويژه کودکان را عرضه کرد، مک دونالدز با غذای بدنامش دچار درد سر شد. ۱۸ ماه تمام دندان روی جگر گذاشت و حالا ديگر نمی‌تواند بيشتر از اين در‌هايش را باز نگه دارد. در نتيجه يک دکان غذای ناسالم کمتر خواهد شد. عده‌ای از مردم "تاويستوک" بسته شدن مک دونالدز را به حساب ذايقه سالم خودشان گذاشتند.



همين يکی دو روز پيش صحبت از "ماری جی بلايج"، آوازخوان "آر‌ان‌بی" بود که ۹ جايزه مسابقه بيلبورد را با هيچ کس ديگری قسمت نکرده. ظاهرا مرغ هما سر شانه "ماری جی بلايج" را برای مدت درازتری پسنديده و دارد برايش کامگاری‌های بيشتری می‌آرد. از جمله به‌خاطر آلبوم جديدش با همين نام: "کامگاری". اين بار "ماری" در راس داوطلبان جوايز موسيقی گرامی قرار گرفته است، با نامزدی برای دريافت هشت جايزه، از جمله برای بهترين ضبط صوت سال به‌خاطر آهنگ "بودن بدون تو". گروه "رد هات چيلی پپرز" با شش نامزدی و "ديکسی چيکس" با پنج نامزدی برای دريافت جوايز گرامی بدنبال ماری جی بلايج صف بسته‌اند. چشم "جيمز بلانت"، آوازخوان بريتانيايی هم روی پنج جايزه اين مسابقات افتاده است. "بيونسه" و "جاستين تيمبرليک" هم کدام نامزد دريافت چهار جايزه گرامی‌اند. چهل نهمين مراسم اعطای جوايز گرامی روز ۱۱ فوريه سال ميلادی آينده، يعنی همين دو ماه ديگر، در لس آنجلس برگزار خواهد شد. آوازخوان‌های ايرانی مقيم لس آنجلس هم احتمالا برای تماشای اين مراسم حاضر خواهند شد.

هالیوود هم از محل برگزاری اين مراسم فاصله چندانی ندارد. تازه‌ترين خبر هالیوود مربوط به فيلم "الماس خونين"، ساخته "ادوارد زويک" می شود که قرار است همين هفته در آمريکا روی پرده برود. قهرمان اصلی الماس خونين "لئوتاردو دی کاپريو" است که در کنار "جنيفر کانلی" بازی می‌کند. "الماس خونين" اشاره به الماس‌های آفريقايی است که با نام "الماس منازعات" هم معروف است. معمولا از آن برای تامين مالی درگيری‌ها در آفريقا استفاده می‌شود. فيلم "الماس خونين" حتی قبل از نمايشش جنجال‌هايی را دامن زده است. ببينيم که بعد از نمايشش چه خواهد شد. اگر اتفاق جالبی افتاد، به شما خبر خواهيم داد.
متفرقات ناسياسی راديو زمانه.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 15:4  توسط عارف  | 

نمايش فيلم بخشی از افتتاحيه بازي‌های آسيايي دوحه

 

این تصاویر از فیلم رسمی بازی ها که بیش از یک و نیم میلیارد نفر آن را تماشا کرده اند برداشت شده است و بازتاب از نمایش بخشی از مراسم از جمله برنامه خواننده زن هندی که بلافاصله پس از رژه انجام شده و همچنین خواننده زن مصری و انگلیسی معذور است

 

 

پیرو انتشار گزارشی با عنوان نارضایتی شیعیان خلیج فارس از حضور رئیس‌جمهور در افتتاحیه بازی‌های دوحه و واکنش تعدادی از مقامات دولتی بویژه مشاور مطبوعاتی ریاست جمهور، «بازتاب» بخشی از فیلم بازی‌های دوحه را به نمایش می‌گذارد.

 

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنابر اظهارات جوانفکر، مشاور مطبوعاتی دکتر احمدی نژاد، رئیس‌جمهور از آغاز افتتاحیه رسمی تا رژه تیم‌ها در مراسم حاضر بوده است که تصاویر نماش داده شده مربوط به زمان حضور رئیس‌جمهور است.

 

گرچه یکی از خبرنگاران اصلاح طلب که با هزینه دولت به دوحه اعزام شده است، مراسم مذکور را مطابق با شئونات اسلامی عنوان کرده است!

 

لازم به ذکر است که این تصاویر از فیلم رسمی بازی‌ها که بنابر گزارش خبرگزاری فارس بیش از یک و نیم میلیارد نفر آن را تماشا کرده‌اند، برداشت شده است و «بازتاب» از نمایش بخشی از مراسم از جمله برنامه خواننده زن هندی که بلافاصله پس از رژه انجام شده و همچنین خواننده زن مصری و انگلیسی معذور است.

 

در صورتی که مقامات دولتی بر غیر واقعی بودن آن اصرار دارند، می‌توانند نسبت به پخش بدون سانسور افتتاحیه بازی‌ها از تلویزیون اقدام کنند.

 

برای مشاهده این فیلم کلیک کنید.

 

توضیح: برای مشاهده فیلم از Windows Media Player نسخه 9 به بعد استفاده کنید.

 

(آقافرشید حال کردی .)

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 13:36  توسط عارف  | 

 

 

 

 

 

                    وبلاگ های فارسی در سال های اخیر از رشد شتابانی برخوردار بوده اند، به طوری كه توانسته هم فعال ترین وبلاگ نویس در خاورمیانه باشد و هم رتبه سوم وبلاگ ها را در جهان كسب كند.

  وبلاگ های فارسی در سال های اخیر از رشد شتابانی برخوردار بوده اند، به طوری كه توانسته هم فعال ترین وبلاگ نویس در خاورمیانه باشد و هم رتبه سوم وبلاگ ها را در جهان كسب كند. محتوای بیشتر این وبلاگ ها را مسائل اجتماعی و روزنامه نگاری (مسائل شخصی) تشكیل می دهد، ولی تعداد وبلاگ های سیاسی در مقایسه با كل وبلاگ ها، اندك، اما تأثیرگذار است. به این معنی كه بازدیدكنندگان وبلاگ های سیاسی فراوان بوده و این نكته را با بازبینی كانترهای اینگونه وبلاگ ها می توان به دست آورد. به دلیل نو بودن این پدیده، هنوز كار تحلیلی و نظری چندانی بر روی آن ها صورت نگرفته است. این گزارش دریچه ای به سوی شناخت نسبی محتوای وبلاگ ها به صورت موضوعی است كه در شش ماه اخیر انجام شده است.

●جامعه آماری

در این بررسی، با استفاده از روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفدار (Purposive Samples) ۱۰۰ وبلاگ سیاسی و اجتماعی با توجه به قدمت و سابقه و كانترینگ آنها به عنوان جامعه آماری برگزیده شده اند.با بررسی ۱۰۰ وبلاگ سیاسی و اجتماعی فارسی در بهار و تابستان سال ۱۳۸۵ نتایج زیر به دست آمد:

▪از نظر شكلی

۱- روند مستعارنویسی یا بدون ذكر نام اصلی در وبلاگ های فارسی در حال كاهش است.

۲- روند وبلاگ نویسی در زمینه اجتماعی و گرایش وبلاگ نویسان ایرانی در زمینه اجتماعی همچنان رو به گسترش است.

۳- بیشتر وبلاگ های مورد بررسی روزانه به طور متوسط حدود ۱۰۰ بازدیدكننده دارد.

۴- ۷۴درصد از وبلاگ های بررسی شده در دوره ۶ ماهه اول سال ۱۳۸۵ در ایران منتشر شده اند یا به عبارت دیگر این وبلاگ نویسان در داخل كشور زندگی می كنند. در مقابل ۲۶ درصد از وبلاگ ها از كشور دیگری به جز ایران منتشر شده و بر روی اینترنت قرار گرفته اند.

۵- در سال های اخیر حجم مطالب تولید و منتشره وبلاگ نویسان حرفه ای در یك روند نزولی كاهش یافته است، شاید دلیل این امر كاهش شور و شوق اولیه وبلاگ نویسی در میان بلاگرهای ایرانی بوده باشد.

۶- تعادل عجیبی میان زمینه های نگارش وبلاگ های منتقد وجود دارد به گونه ای كه ۲۶ درصد آنها فقط در حیطه مسائل سیاسی، ۲۶ درصد فقط در حیطه مسائل اجتماعی و ۴۸ درصد به صورت تركیبی از مسائل سیاسی و اجتماعی، مطالب خود را منتشر كرده اند.

۷- وبلاگ های منتقد برخلاف تمام گروه های دیگر وبلاگی به طور عام در خارج از كشور منتشر می شوند.

▪از نظر محتوایی

۱- دعوت رئیس جمهوری از بوش برای مناظره، مورد توجه و استقبال وبلاگ نویسان قرار گرفته و اغلب این امر را نشانه توجه محافل جهانی به ایران تلقی می كنند.

۲- موضوع شركت ایران در جام جهانی فوتبال و باخت تیم ملی ایران در این دوره از مسابقات به طور كلی مورد انتقاد شدید بلاگرهای فارسی زبان در سراسر جهان قرار گرفته و بخش اعظم محتوای وبلاگ های ایرانی در بهار سال جاری به این موضوع اختصاص داشت.

۳- فعالیت دوباره وبلاگ های اصلاح طلبان و جنب و جوش آنها نشانه رویكرد جدید از سوی آنها در نقد دولت احمدی نژاد تلقی می شود.

۴- رویكرد كلی وبلاگ های منتقد دولت، حالت طنز و كنایه و استعاره بوده و هریك از وبلاگ نویسان سعی می كند حوادث جاری كشور حتی قطعی برق در تهران یا گرانی مرغ و گوشت را از این زاویه مورد نقد قرار دهند.

۵- دعوای لفظی برخی بلاگرهای ایرانی در وبلاگ های پربیننده در طول این دوره نیز همچنان ادامه داشت و شاید بتوان گفت تداوم این گونه مباحث بخشی از روش جذب مخاطب در این گروه از وبلاگ ها است.

۶- موضوع جنگ لبنان و اسرائیل تنها موضوعی بود كه تمام طیف های وبلاگ نویس ایرانی اعم از داخل و خارج كشور و حتی بلاگرهای منتقد نظام حول آن اتفاق نظر داشتند به گونه ای كه همه آنها بر حمایت از حزب الله لبنان و مقاومت مشروع آن تأكید داشته و ددمنشی های رژیم صهیونیستی را محكوم می كردند. جمع آوری تومارهای امضا و قرار دادن لوگوی حمایت از حزب الله در رأس وبلاگ ها از جمله اقدامات بلاگرهای ایرانی در این دوره محسوب می شود.

۷- ورود برخی از شخصیت های سیاسی به عرصه وبلاگ نویسی در دوره مورد بررسی از دیگر اتفاقاتی بود كه بازتاب بسیار گسترده ای در وبلاگستان داشت، شخصیت هایی مانند دكتر محمود احمدی نژاد و ...

۸- موضوع پرونده هسته ای ایران همچنان مورد توجه وبلاگستان فارسی است.

۹- سریال نرگس یكی از سریال های جذاب تلویزیونی بود كه در فضای وبلاگستان هم درباره آن بحث و تبادل نظرهای فراوانی صورت گرفت.

۱۰- استفاده از ویژگی مولتی مدیا در وبلاگ ها نسبت به قبل بیشتر شده است

۱۱- رویكرد برخی متخصصان مسائل علمی از جمله انرژی هسته ای و علوم پزشكی به وبلاگ نویسی بسیار جالب و ملموس است. حلقه ای از وبلاگ نویسی درباره انرژی هسته ای و سایر مسائل علمی در ایران به وجود آمده كه درباره این موضوعات به طور فنی و علمی اطلاع رسانی می كند.

۱۲- استفاده از وبلاگ برای ترویج عقاید مذهبی خاص و فرقه های مذهبی گوناگون از تازه ترین روش هایی است كه برخی از عوامل وابسته به گروه های مذهبی در ماه های اخیر در پیش گرفته اند كه البته تعداد این وبلاگ ها و تعداد بازدیدكنندگان آنها بسیار ناچیز است.

۱۳- كسب افتخارات علمی از سوی ایرانیان در سراسر جهان در وبلاگ های فارسی دوره مورد بررسی نیز بازتاب گسترده ای داشت، سفر انوشه انصاری اولین زن فضانورد ایرانی به فضا از این جمله بود.

 

مركز مطالعات و تحقیقات رسانه

 

 

         

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 13:45  توسط عارف  |